پس از ما هم بهاری،گلشنی،باغی،زمستانی است
پس ازما هم خزانی،برگریزانی،زمستانی است
پس ازما هم به سایه روشن شب های مهتابی
نوای گریه ای،سوز و گدازی،عهد و پیمانی است
دوباره از چراغ لاله ها و ساغر گل ها
به روی سبزه ها،پیمانه ای،بزمی،گلستانی است
بسا بعد از من و تو در میان کودکان ما
نگاهی،وعده گاهی،وعده ای،ایام هجرانی است
دوباره رهروی شب های تنهایی به کوی یار
اسیری،عاشقی،دیوانه ای،سردرگریبانی است
دوباره برگ پاییزی زبان بگشاید و ازپی
بساط عشرتی،شوقی،نشاطی،وصل جانانی است
بیژن ترقی
